عبد الحسين نوايى

1

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

طلب از دهان توپ گرفته بودند . اما اين هردو مجلس منحل گرديد . اولى را محمد على شاه مستبد بدنهاد به خاطر حمايت از عناصر كثيف داخلى و خارجى به توپ بست و دومى را ابو القاسم خان ناصر الملك كينه‌توز ، به خاطر كينه‌اى كه از دموكراتها در دل داشت به زور در قفل و زنجير كشيد و وكلا را از مجلس بيرون كرد . ولى تاريخ گواه صادقى است . نام نيك وكلاى آزاديخواه مجلس اول كه در برابر محمد على شاه ايستادند و با كوشش و تلاش و حتى با خون خود از مشروطيت حمايت و حراست كردند در تاريخ ايران زنده و پايدار است . همچنين نام بزرگ مردانى كه به عنوان وكلاى ملت در مجلس دوم در برابر روسهاى تزارى سينه سپر كردند و از سرنيزهء سالدات روسى نهراسيدند و براى حفظ شرف ملى و آزادى و استقلال كشور خود ، اولتيماتوم دولت تزار نيكلاى دوم را رد كردند . در مقابل نام محمد على شاه همواره با لعن و نفرين همراه است و نام ناصر الملك با نفرت و بيزارى . اينك كه اين مجموعهء مقالات بار ديگر به صورت كتاب منتشر مىشود ، بر ذمهء من فرض است كه از مرحومان تقىزاده و آقا محسن نجم‌آبادى يادى به خير كنم . سيد حسن تقىزاده بيش از هركس مرا به تحقيق دربارهء مشروطيت ايران تشويق و ترغيب مىكرد و خود او ساعتها مىنشست و خاطرات خود را بيان مىداشت يا به تصحيح مطالبى كه من نوشته بودم مىپرداخت . آقا محسن نجم‌آبادى از نيكان روزگار و حقا وارث بالاستحقاق بلندنظرى جد خود مرحوم آقا شيخ هادى نجم‌آبادى بود كه با منتهاى گشاده رويى و لطف و محبت ، خاطرات خود را از كمك به آزاديخواهان و سفر